عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
325
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
بوديم ايشان را كه مكنيد و ميكردند وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ ( 28 ) و دروغ ميگويند كه اگر باز گذارندى ما تكذيب نياريم و ايمان آريم . وَ قالُوا و گفتند : إِنْ هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نيست اين گيتى مگر همين زندگانى ما اين جهانى ، وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ ( 29 ) و ما برانگيختنى نيستيم . وَ لَوْ تَرى و اگر تو بينى ، إِذْ وُقِفُوا عَلى رَبِّهِمْ آن گه كه ايشان را باز دارند و عرضه كنند بر خداوند خويش قالَ أَ لَيْسَ هذا بِالْحَقِّ گويد اينچه مى بينيد راست نيست ؟ قالُوا بَلى وَ رَبِّنا گويند آرى هست به خداوند ما قالَ فَذُوقُوا الْعَذابَ گويد پس عذاب مىچشيد بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ ( 30 ) به آنچه كافر شديد . قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا زيان كار شدند و نوميد ماندند ايشان كه دروغ شمردند ، بِلِقاءِ اللَّهِ ديدن خداى را عز و جل و قيامت ، حَتَّى إِذا جاءَتْهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً تا آن گه كه با ايشان آمد رستاخيز ناگاه قالُوا يا حَسْرَتَنا گفتند يا نفريغا « 1 » عَلى ما فَرَّطْنا فِيها بر آن تقصير و فرو گذاشت كه كرديم در دنيا وَ هُمْ يَحْمِلُونَ أَوْزارَهُمْ عَلى ظُهُورِهِمْ و برميگيرند بارهاى گناهان خود بر پشتهاى خود . أَلا آگاه باشيد ساءَ ما يَزِرُونَ ( 31 ) بد بارى است بار گناه كه مىكشند ! وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا و نيست زندگانى اين جهانى إِلَّا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ مگر بازى و شغلى وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ و سراى پسين بر راستى كه به است لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ ايشان را كه از خشم و عذاب خداى مىپرهيزند أَ فَلا تَعْقِلُونَ ( 32 ) هيچ حق در نمىيابند ؟ !
--> ( 1 ) - در فرهنگها كلمهء نفريغ ديده نشد .